پارت خون ملکه خاص
پارت 17 خون ملکه خاص
« ویو کوک »
میخواستم تا روز عروسی ا.ت رو اینجا نگه دارم چون مطمئنم اون مردک هیز حتما سراغ ا.ت میاد و امن ترین جا همین جاست چون من باید هر طوری که شده پادشاه بشم وقتی هم که پادشاه شدم بعد ی مدت تموم خون ا.ت رو میخورم تا مطمئن بشم دیگه کسی نمی تونه پادشاهی رو ازم بگیره اما دلم برای ا.ت می سوزه که نمی دونه عاشق کی شده اما باید فکر کنه که منم عاشقش شدم که بتونم شب عروسی باهاش رابطه داشته باشم و علامت گذاریش کنم قراره حسابی با این کوچولو خوش بگذره
« ویو ا.ت »
الان دو ساعته که توی این کلبه ایم کوک مدام سرش تو گوشیه و نه من حرفی زدم نه کوک که من سکوت دو ساعته رو شکستم و گفتم چرا منو آوردی اینجا
کوک هم گفت
- چون نمی خوام حتی ی درصد احتمال از دست دادن ملکه ام رو داشته باشم پس قراره تا روز عروسی همین جا بمونیم
+ خب باشه قبول اما برو وسایلم رو بیار تازه باید حالا که قراره پیش تو تا آخر عمرم بمونم برام ساز هایی که بلدم بزنم هم بخری
- چه ساز هایی ؟
+ سه تا بیشتر نیست پیانو ، گیتار و ویولن همین
- باشه فردا همه وسایلت و ساز هات رو میارم
+ نمیشه من الان حوصله ام سر رفته
- خب برای اون هم بیا بریم شنا کنیم
+ واقعا اما من شنا کردن خوب نیست
- من تو رو هیچ وقت درک نمیکنم آخه چجوری اونقدر خوب مبارزه میکنی و به زدن سه ساز مسلطی اما شنا بلد نیستی
+ خب ببین یک وقت نداشتم دو نیاز نبود
- اشکال نداره من مراقبتم
+ آخه بازم نمیشه من مایو ندارم
- کسی نمی تونه وارد این منطقه بشه مگر اینکه من بخوام پس می تونی با لباس زیرت هم شنا کنی
+ چرا نمی خوام جلو تو این کار رو کنم
- من که لخت تو رو دیدم البته با لباس زیر
+ خب اینم حرفیه پس قبول زود باش بریم
- هوی آروم برو بزار منم بیام
« پایان پارت 17 »
« ویو کوک »
میخواستم تا روز عروسی ا.ت رو اینجا نگه دارم چون مطمئنم اون مردک هیز حتما سراغ ا.ت میاد و امن ترین جا همین جاست چون من باید هر طوری که شده پادشاه بشم وقتی هم که پادشاه شدم بعد ی مدت تموم خون ا.ت رو میخورم تا مطمئن بشم دیگه کسی نمی تونه پادشاهی رو ازم بگیره اما دلم برای ا.ت می سوزه که نمی دونه عاشق کی شده اما باید فکر کنه که منم عاشقش شدم که بتونم شب عروسی باهاش رابطه داشته باشم و علامت گذاریش کنم قراره حسابی با این کوچولو خوش بگذره
« ویو ا.ت »
الان دو ساعته که توی این کلبه ایم کوک مدام سرش تو گوشیه و نه من حرفی زدم نه کوک که من سکوت دو ساعته رو شکستم و گفتم چرا منو آوردی اینجا
کوک هم گفت
- چون نمی خوام حتی ی درصد احتمال از دست دادن ملکه ام رو داشته باشم پس قراره تا روز عروسی همین جا بمونیم
+ خب باشه قبول اما برو وسایلم رو بیار تازه باید حالا که قراره پیش تو تا آخر عمرم بمونم برام ساز هایی که بلدم بزنم هم بخری
- چه ساز هایی ؟
+ سه تا بیشتر نیست پیانو ، گیتار و ویولن همین
- باشه فردا همه وسایلت و ساز هات رو میارم
+ نمیشه من الان حوصله ام سر رفته
- خب برای اون هم بیا بریم شنا کنیم
+ واقعا اما من شنا کردن خوب نیست
- من تو رو هیچ وقت درک نمیکنم آخه چجوری اونقدر خوب مبارزه میکنی و به زدن سه ساز مسلطی اما شنا بلد نیستی
+ خب ببین یک وقت نداشتم دو نیاز نبود
- اشکال نداره من مراقبتم
+ آخه بازم نمیشه من مایو ندارم
- کسی نمی تونه وارد این منطقه بشه مگر اینکه من بخوام پس می تونی با لباس زیرت هم شنا کنی
+ چرا نمی خوام جلو تو این کار رو کنم
- من که لخت تو رو دیدم البته با لباس زیر
+ خب اینم حرفیه پس قبول زود باش بریم
- هوی آروم برو بزار منم بیام
« پایان پارت 17 »
- ۴.۲k
- ۱۸ اسفند ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط