عاشقم ، عاشق آنچه تو به جانم ریختی
عاشقم ، عاشق آنچه تو به جانم ریختی
تشنه ام ، تشنه شوقی که ز چشمت ریختی
آه ای در لطیف و پر پروانه من
بی خبر نیستی از این دل دیوانه من
به « تمنای وصالت » شب و روزم گم شد
طائر فکر من و قاصدک هستی من پرپر شد
تاک انگور وجودم ز پس پرده عشقت مل شد
مست و دیوانه شدم ، جزء به جزء ام کل شد
تشنه ام ، تشنه شوقی که ز چشمت ریختی
آه ای در لطیف و پر پروانه من
بی خبر نیستی از این دل دیوانه من
به « تمنای وصالت » شب و روزم گم شد
طائر فکر من و قاصدک هستی من پرپر شد
تاک انگور وجودم ز پس پرده عشقت مل شد
مست و دیوانه شدم ، جزء به جزء ام کل شد
- ۵۱۵
- ۰۶ آذر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط