گر سوز #عشق در دل ما رخنه گر نبود #سلطان عشق را به سوی م

گر سوز #عشق در دل ما رخنه گر نبود #سلطان عشق را به سوی ما نظر نبود

جان در هوای دیدن دلدار داده‏ام
باید چه عذر خواست، #متاع دگر نبود

آن سر که در وصال رخ او، به باد رفت
گر مانده بود، در نظر یار سر نبود

موسی اگر ندید به شاخ شجر رُخش
بی‏شک درخت معرفتش را ثمر نبود

گر بار عشق را به رضا می‏کشی، چه باک
خاور به جا نبود و یا باختر نبود

بلقیس وار گر در عشقش نمی زدیم
ما را به بارگاه سلیمان، گذر نبود

گر مرغ باغ قدس، به #وصلش رسیده بود
در جمع #عاشقان تو، بی بال و پر نبود

#خمینی ❤ ❤ ❤ ❤
دیدگاه ها (۱)

امام خمینی _ سلطان عشق

.در محضر امام روح الله ( 19) ..سلطان عشقگر سوز عشق، در دل ما...

جان در هواى دیدن دلدار داده‏ امبايد چه عذر خواست؟ متاع دگر ن...

تا که قلبم می تپد چشم انتظارم تا ظهور تا نفس در سینه دارم یا...

عاشقانه های شبنم

نیمه شب ، آواره و بی حس حال در سرم سودای عشقی بی زو...

نیمه شب آواره و بی حس و حال        در سرم سودای جامی بی زوال...

نیمه شب آواره و بی حس و حالدر سرم سودای جامی بی زوالپرسه ایی...

یاد تو .....نیمه شب آواره و بی حس و حالدر سرم سودای جامی بی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط