مامیاتییییییییییییی

مامی:اتییییییییییییی

من:اههههههه باز شروع شد

بابا ولم کنین یه لحضه نمیشه آرامش داشت

مامی:اتیییییییییییی باتواممممم بیا پاییننننننننن

من:اودم بابا اومدم

خووووب قبل اینکه برم یه سری توضیحات درباره خودم و خانوادم بهتون بدم

من لی ات هستم ۱۸ سالمه و سئول زندگی میکنم مامی من جینا و ددیم سوهو یه خانواده باحالیم میگم باحال یعنی باحال هاااااا خودشیفته هم خودتی بچه پر رو

من دانشجوام

صورتم خوشمله چشام آبیه رنگ دریا موهام بلند تا زیر کمرم و رنگ طلایی مادرزاد دماغم کوشولو لبام خوجگل و سرخ درکل ناناصم شما چیکار دارین

خوووووب حالا برم ببینم مامانم چیکارم داره

همینجوری که داشتم از پله ها پایین میرفتم و اهنگ میخوندم

__ به دخمل دارم شاه نداره صورتی داره گاو نداره

به کس کسونش نمیدم

به پسر همسایه نشونش نمیدم












ینی ریدم تو این آهنگ

پایین که رسیدم دیدم به به مادر گرام پا رو پا انداخته و تخمه میشکنه پی اس بازی میکنه

مادر نمونه سال معلوم شد

وجدان:خوبه خوبه مضخرف زیاد گفتی گمشو ببین ننت چیکارت داره

ینی ادب وجدانم سر راست تو کبدتون

واقعانم وجدانم وجدانایه قدیم

من:مامی چیکارم داشتی؟

مامی:کجایی ۷ ساعته دارم صدات میزنم؟

من:وااااا ۱۰ دقیقه ام نیس صدام زدی کجا ۷ ساعت، حالا ولش مامانی بگو چیکارم داشتی جیگر

مامی:اولن عین انسان بحرف دومن کارم مهمه بشین

طبق گفته های مامی جون تمرگیدم ینی چیز نشستم

مامی:خوب گوش کن ات منو بابات داریم

میریم ایتالیا برای کارای کارخونه چون خیلی

مهمه تورم نه میتونیم ببریم نه دست کسی بسپریم

چون ایران کسی رو نداریم به خاطر همین

حضرت عالی میری خونه ی دوست بابات که از فامیلای دورمونم هس

من:ماااامااااننن من نمیرم میخوام خونه بمونم غیر از کله پوکم بزرگ شدممممم

مامی:مضخرف نگو بچه میری اونجا تمام

خواستم حرف بزنم که با صدای آیفون خفه خون گرفتم

درو باز کردم که دیدم ددیه آخ جووون مگه این یکی به دادم برسه


ددی:سلام دختر قشنگم چطوری؟ من: خوبم بابا بیا تو بابا











رفتیم نشستیم رو مبل شونه های ددیمو بکم ماساژ دادم همینجور که مشغول بودم ددی:خانووووم!

بیلیط هارو گرفتم برا فردا صبحه

من:وا چه زوددد!

ددی:آره دیگه پارتی داشتیم

ای لعنت بر تو پارتی

ددی:خانوم شماعم وسایلا رو جمع کن که ۸ صبح باید فرودگاه باشیم

من:ددی میخوایین چند روز برین؟

ددی:روز نه ماه

من:چیییییییی!!!

ددی:خوب اره دیگه بچه، یک ماهو نیم طول میکشه کاغذ بازیاش خیلی گرفتاری داره

من:اوووووووههههه اونوقت من اینهمه مدت باید خونه رفیق جناب عالی بمونم؟خیلی زیاده که

ودرست در همین لحضه بود که مامی جیم شد به بهانه چایی

ددی: دخترم نگا کن من با آفای حسن زاده سالهاست دوستم مرد خوبیه خانومش هم اسمش زیباست

(عه شیطون اسم زنشو از کجا بلدی!)

وجدان: چن دقیقه خفه شو ببین چی میگه

من:سکوت

ددی:یه پسر و دختر هم دارن

دخترشون ازدواج کرده و پسرشون هم فرانسه درس میخونه

با حرف بابا بادم خالی شد.....

ادامه بدم؟ دوست داشتی؟🫠❤️

شما که از اون فیک خوشتون نیومد حداقل نظرت رو راجب این فیک بده... یا اگه میخوایین اون فیک رو ادامه بدم بگین بهم اونو تموم کنم و بهد اینو بزارم🌸

منتظر جوابت هستم❤️
بای بای🎀🍓
دیدگاه ها (۱۳)

من و توت‌فلنگی هام🫠💋🎀بچه ها بگید چی کار کنممم بعضی هاتون میگ...

اصن عاشق وایب آهنگ و ویدئو شدمم🥹😭اگه اسم آهنگشو میدونین بگین...

_Love in night🌔✨𝐏𝐀𝐑𝐓:⁵رفتیم سرجامون نشستیم که دیدیم شوگابا خ...

عاممم چیزهه....فیکی که دارم مینویسم رو دوست داری؟💅🏻خوشحال می...

Meaning of life Part 3داشتید وسایل تون رو جمع می‌کردید که با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط