گربه های شهر سالهای زیادی برای شکار موش ها تقلا می کردن

گربه های شهر ، سالهای زیادی برای شکار موش ها تقلا می کردند و تمام روز و شبهایشان به تعقیب و گریز می گذشت.
سالها طول کشید تا گربه ها یاد گرفتند؛ بجای شکار موش ها کافیست دنبال کمی پنیر برای آنها باشند.
از آن روز هیچ گربه ای برای شکار موش از لانه اش خارج نشد! اما هر روز ، گربه های شهر "فربه تر" و تعداد موش ها کمتر می شد...
نه سیاست گربه ها قابل توجیه است ، نه حماقت موش ها...
اما باید از عاقبت این شهر ترسید!
شهری که در آن ، گربه ها ،گوشه ی فراغتشان ، لم می دهند و موش ها با پای خودشان "شکار می شوند"

"نرگس صرافیان طوفان"
دیدگاه ها (۵)

پاکن هایی ز پاکی داشتیمیک تراش سرخ لاکی داشتیمکیفمان چفتی به...

سراپا اگر زرد و پژمرده ایمولی دل به پائیز نسپرده ایمچو گلدان...

چشم هایت همه چیز را لو می دهدنگو که عاشقم نیستی...انگار که ب...

نوشتنم نمی آید دیگرباورت می شود؟؟منی که چشم هایم را می بستم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط