علامت مدیر کانکوجی

# + علامت مدیر کانکوجی ٪
× چیشده پیری ؟
٪ مشکل ما اونه ...
# تو ... تو ..
£ بله ... بله درسته منم ..
میمیکو : وای اینجا چقدر افتضاحه
£ درسته ...
× چرا اینجا اومدی؟
£ برای اعلام جنگ ..
# جنگ ‌.. تو واقعا یه احمقی گتو سوگورو
£ تو تمام این سالها خیلی حرف زدی اومه ... وقتشه خفه شی ..
# قبل از اینکه خفه شم تو رو هم با خودم خفه میکنم نکبت
$ جنگیدن با جوجوتسو؟ فکر خوبی نیست
# آخرش هم خودت میمیری ،
£ خواهیم دید ...
£ ۲۴ همین ماه من رژه ۱۰۰ شیطان رو شروع میکنم ...
@ لعنتی ...


۲۳ ماه ... در رستوران گوجو و اومه ..
+ اومه اصلا لب به غذا نزد و فقط به فکر فرو میرفت
+ گوجو هم یکم شوخی کرد
× اومه ؟
# هوم ؟
× یه چیزی بهت میگم هول نشو
# بگو
× باور نمیکنی ، دارم زیبا ترین و قشنگ ترین دختری که تو کل عمرم رو دیدم رو دید میزنم ..
# کجاست ؟
× آروم برگرد سمت چپ ، فقط آروم برگرد چون همه بخاطر زیبایی اون دختر بهش خیره میشن
+ اومه آروم سرش رو برگردوند سمت چپ و ناگهان خودش رو تو آینه دید
+ اومه خنده ریزی زیر لب زد
+ گوجو از اینکه اومه لبخند زد واقعا خوشحال بود
× دختره رو دیدی ؟
# اره دیدم ،
× خب حالا غذاتو بخور ...
× نگران هیچ چیز نباش فردا با پیروز میشیم
دیدگاه ها (۲)

نمیدونم باید بخندم یا گریه کنم 🤣🤣🤣🤣😭😭😭😭

# بابت شام ممنون ولی من باید برم خونه × حالت خوبه دیگه نه ؟ ...

پارت ششم فصل دوم

پارت پنجم

پارت پنجمویو تهیونگپاهاش رو پدال گاز بود و گاز میداد اون موق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط