پارت
پارت ۶
(لایک و کامنت و فالو کردن یادتون نره، تا از این به بعد پارت های بیشتری رو آپلود کنم).
.
.
توجی:
تو این مدت یه نتیجه ای گرفتم،مست شدن و خوابیدن و فرار از مشکلات قرار نیست هیچ کمکی بهم بکنه،پس دست به کار شدم
شروع کردم فکر کردن،باید یه کاری باشه که بتونم انجام بدم تا از دستشون خلاص بشم...
یهو یه ایده ای تو سرم یه وجود اومد
"من واقعا یه نابغم!"
اگه هیچ پرستاری نتونه منو تحمل کنه،پس هیچکس نمیتونه اینجا کار کنه،فهمیدم!
ولی باید چیکار کنم؟
فردا قراره پرستاره برسه،یه ایده هایی دارم که چه چیزایی میتونه فراریش بده
۱-کثیفی ۲-رفتار بد ۳-هول بودن
قدم اول:کثیفی
یه ماسک میزنم و سطل آشغال برمیدارم،یه نگاه بهش میندازم،خدایا، میدونم که قراره عمیقا از این کارم پشیمون بشم
آشغالارو میریزم تو کل خونه،مبل چرم گرون عزیزم الان بو گوه برداشته،نکنه بوش نره؟!
خونم بوی گوه میده،ولی مطمئنم همون لحظه که برسه فرار میکنه
با خوشحالی سطل آشغال میزارم زمین و با یه نیشخند موفقیت آمیز به گندی که زدم نگاه میکنم
ولی بعدش تازه عواقبو یادم میاد،اگه پرستاره بره که من باید همه اینارو تمیز کنم...
ای خدا
ولی اشکال نداره،یه جوری از پسش بر میام،شاید یکی رو استخدام کنم که تمیزش کنه
قدم بعدی:رفتار
هیچ پرستاری نمیتونه تو خونه ای مدام بهش بی احترامی میشه کار کنه،با مثلا اکه دیوونه بازی در بیارم از ترس پا به فرار میزاره
"من جدا باید تیزهوشان درس میخوندم!"
یهو یه صدایی از بالا سرم میاد:
+مشنگ آخه تورو مدرسه استثنایی ام راه نمیدادن با این وضعت،ساعت ۲ شبه کسافت
آها،آره خب،یکی از بدی های این خونه اینه که دیواراش از کاغذ هم نازک تره،باید مواظب باشید چی میگید
"د آخه مرتیکه تو و زنت هر شب روی کارید تا ساعت ۵ صبح من صدام در میاد بگم بدبختو فلجش کردی؟!"
ساکت شد
خداروشکر
قدم بعدی: هول بودن
اتفاقا صاحب یکی از کلابای دور و بر بهم بدهکاره،میتونه در عوض یه چندتا دختر برای چند شب برام جبران کنه،مطمئنم که قبول میکنه
پرستار جدید،دارم برات
#انیمه
#وانشات #انیمه_فن_فیکشن #سناریو_انیمه #انیمشن #تخیلی #داستان #توکیو_رونجرز #جوجوتسو_کایسن
(لایک و کامنت و فالو کردن یادتون نره، تا از این به بعد پارت های بیشتری رو آپلود کنم).
.
.
توجی:
تو این مدت یه نتیجه ای گرفتم،مست شدن و خوابیدن و فرار از مشکلات قرار نیست هیچ کمکی بهم بکنه،پس دست به کار شدم
شروع کردم فکر کردن،باید یه کاری باشه که بتونم انجام بدم تا از دستشون خلاص بشم...
یهو یه ایده ای تو سرم یه وجود اومد
"من واقعا یه نابغم!"
اگه هیچ پرستاری نتونه منو تحمل کنه،پس هیچکس نمیتونه اینجا کار کنه،فهمیدم!
ولی باید چیکار کنم؟
فردا قراره پرستاره برسه،یه ایده هایی دارم که چه چیزایی میتونه فراریش بده
۱-کثیفی ۲-رفتار بد ۳-هول بودن
قدم اول:کثیفی
یه ماسک میزنم و سطل آشغال برمیدارم،یه نگاه بهش میندازم،خدایا، میدونم که قراره عمیقا از این کارم پشیمون بشم
آشغالارو میریزم تو کل خونه،مبل چرم گرون عزیزم الان بو گوه برداشته،نکنه بوش نره؟!
خونم بوی گوه میده،ولی مطمئنم همون لحظه که برسه فرار میکنه
با خوشحالی سطل آشغال میزارم زمین و با یه نیشخند موفقیت آمیز به گندی که زدم نگاه میکنم
ولی بعدش تازه عواقبو یادم میاد،اگه پرستاره بره که من باید همه اینارو تمیز کنم...
ای خدا
ولی اشکال نداره،یه جوری از پسش بر میام،شاید یکی رو استخدام کنم که تمیزش کنه
قدم بعدی:رفتار
هیچ پرستاری نمیتونه تو خونه ای مدام بهش بی احترامی میشه کار کنه،با مثلا اکه دیوونه بازی در بیارم از ترس پا به فرار میزاره
"من جدا باید تیزهوشان درس میخوندم!"
یهو یه صدایی از بالا سرم میاد:
+مشنگ آخه تورو مدرسه استثنایی ام راه نمیدادن با این وضعت،ساعت ۲ شبه کسافت
آها،آره خب،یکی از بدی های این خونه اینه که دیواراش از کاغذ هم نازک تره،باید مواظب باشید چی میگید
"د آخه مرتیکه تو و زنت هر شب روی کارید تا ساعت ۵ صبح من صدام در میاد بگم بدبختو فلجش کردی؟!"
ساکت شد
خداروشکر
قدم بعدی: هول بودن
اتفاقا صاحب یکی از کلابای دور و بر بهم بدهکاره،میتونه در عوض یه چندتا دختر برای چند شب برام جبران کنه،مطمئنم که قبول میکنه
پرستار جدید،دارم برات
#انیمه
#وانشات #انیمه_فن_فیکشن #سناریو_انیمه #انیمشن #تخیلی #داستان #توکیو_رونجرز #جوجوتسو_کایسن
- ۲۹۹
- ۱۰ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط