ته اتوبوس، آن صندلی آخر، کنار شیشه

ته اتوبوس، آن صندلی آخر، کنار شیشه
بهترین جای دنیاست
برای آنکه مچاله شوی در خودت
سرت را بچسبانی به شیشه و زل بزنی به یک جای دور
و فکر کنی به چیزهایی که دوست داری
و فکر کنی به خاطراتی که آزارت میدهد
و گاهی چشمهایت خیس شود ازحضور پُر رنگ یک خیال
و یادت برود مقصدت کجاست
و دلت بخواهد که دنیا به اندازۀ همین گوشه اتوبوس کوچک شود... دنج و تنها...
و آه بکشی از یادآوری حماقت های عاشقانه ات...
شیشه بخار بگیرد
و تو با انگشت بنویسی " آینده "
و دلت بگیرد از تصورش...
چشمهایت را ببندی
و تا آخرین ایستگاه در خودت گریه کنی
دیدگاه ها (۲)

رابطه خوب و زیبا مانند نفس کشیدن هواست تو هرگز آنها را نخواه...

به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری و چقدر در زن...

دنیــــاتــا میتونی زخم بزندیگر با درد خو گرفتہ اممن با درد...

یک وقت هایی باید " دوستت دارم "هایی که در گلویت مانده را قور...

پارت ۱۱ایتاچی پاکت قرص را برداشت. خش خش ان زیر انگشتانش باعث...

(بچه ها یه تک پارتی دیگه هم هست بعد فن فیک سوسانارو)تک‌پارتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط