کاش جای شانه بودم شانه میکردم تورا

کاش جای شانه بودم شانه میکردم تورا
میشدی مثل شراب ، پیمانه میکردم تورا

می شدم یک شاعر دیوانه بارقص وغزل
خط به خط میگفتم ودیوانه میکردم تورا

تو برایم  لیلی ومن می شدم مجنون تو
وارده  یک قصه ی مردانه  میکردم تورا

یاکه با اسب سفیدی دورازشبهای تلخ
می رساندم وارده کاشانه میکردم تورا

یا زلیخا  می شدی من  یوسفانه عاشقت
تاکه من در قصه ام افسانه میکردم تورا

کاش می شدشرابم باشی وباچشم مست
ساغرهم می شدیم میخانه می کردم تورا

کاش میشدتا سحراین شعررا طولش دهم
تا که من هم عاشق و دیوانه  میکردم تورا..
دیدگاه ها (۲)

ببار باران . . . که دلتنگم. . . مثال مرده بی رنگم ببار باران...

استاد شهریار:پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می‎کندبلبل شوقم هوای ...

از غمم با گُل پژمرده‌ی گلدان گفتمتلخ با چایی یخ‌کرده‌ی لیوان...

چه عاشقانه است این روز های ابری…چه عاشقانه است قدم زدن زیر ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط