First love

part twenty-two²² :)
برگشتم داخل که صدای زنگ خونه اومد.
با همون حوله دور کمرم رفتم طبقه پایین و دیدم مامانم درو باز کرده و پشت در اهیون عه، چشمام گرد شد و اهیون هم همینطور.
"آه اهیون عزیزم اینجا چیکار میکنی؟"مامان ازش پرسید.
"م..من...من"
"بیا تو من میرم لباس بپوشم و میام زود"
گفتم و منتظر شدم بیاد داخل و وقتی اومد داخل رفتم توی اتاقم و سریع یه تیشرت و شلوار پوشیدم حتی شو.رت هم یادم رفت انقدر عجله کردم، حوله هم انداختم روی موهای خیسم و دوییدم پایین و دیدم که اهیون نشسته روی کاناپه و مامان هم روبه‌روش.
"موهات خیسه"با چشم های پر از استرس گفت، توی این وضعیت که استرس داری چطور میتونی نگران من بشی.
"اشکال نداره"
"سرما میخوری"
"من میرم سر شامی که میپختم،اهیون برای شام بمون"مامان با مهربونی گفت.
"اوه! نه زحمت نمیدم ،ایمو. برمیگردم خونه، تا الانم به جونگ کوک خیلی زحمت دادم"
"داخل خونه گرمه کت رو در بیار ولی پیرهنم رو نمیخواد در بیاری، لباس هات رو شستم هنور خشک نشده"
مامان با حرف من وایساد"لباس هاش رو شستی؟"
"اوما بد فکر نکن، دیشب توی کمپانی مست دیدمش و حالش خوب نبود و بیهوش شد، ادرسش رو بلد نبودم مجبور شدم بیارمش اینجا و تا قبل کنسرت هم اینجا بود"
"اوه! درسته ،ببخشید تقصیر من بود که فکرم به جاهای بد رفت."
مامان رفت توی اشپزخونه و من نشستم جای مامان روی کاناپه."دیشب.."
"لطفا کارم رو فراموش کن.. و حرفام. من دیشب مست بودم کار هام دست خودم نبود واقعا معذرت میخوام ازت ولی التماس میکنم فراموش کن"
"آه.. نه تقصیره منه نباید ادامه میدادم"
"پس..دیگه راجبش حرف نزنیم؟"
"اره نزنیم"
ولی من نمیخواستم معذرت خواهی کنه ، میخواستم بگم منم دوستش دارم...................

#bts#jungkook#بی‌تی‌اس#جونگکوک#جیمین#تهیونگ#نامجون#جین#یونگی#جیهوپ#کره#jimin#taehyung#namjoon#jin#yoongi#jhop#korea#kpop
دیدگاه ها (۰)

Pat:4اسم: عاشق چشماش شدما.ت . پام گیر کرد به لبه‌ی در و افتا...

صلح با بوسه ای روی لبم از خواب بیدار شدم...وقتی چشمم رو باز ...

پارت سه لونا: بیاین داخلویو لونا همشون اومدن داخل و مشغول حر...

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ»پارت۱۱*ویو مادر سونگمین*حالا که سونگمین نیست میتون...

فیک تهیونگ مافیایی

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.63(روایت از زبان جونگ‌ک...

جدایی

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

........//برده ی زیبا//.......

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط