👇🏿
سلام
راستش همونجوری بود ک حدسشو میزدم
ساعت ۵ صب هرکاری میکردم خوابم نمیبرد گیتارو برداشتم برم بیرون گفتم میرم ی پارکی چیزی میشینم تمرین میکنم از اونورم میرم اموزشگاه ک دم در با بابام بحثم شد همع چیزو انداخت گردن اون گیتار منم قاطی کردم گفتم دیگع پامو اموزشگاه نمیزارم نم چیشد این حرفو زدم سر همینم الان مجبورم بشینم تو خونه با فیلمای مجازی و اینا تمرین کنم میدونم چرتن ولی خو چیکار کنم مجبوریه دیگه
از اونور هم مربی سالنم هی زنگ پشت زنگ و دعوا واس چی نمیای سر تمرین کشتیتو بگیری
نمیدونع نمیخام برم مسابقه وگرنه قیامت میکنع
اصن ن حال تمرین کشتی رو دارم ن مسابقه ن وقتشو
خلاصع ک امروز همش اعصاب خوردی و دعوا بود
عصری بود ک رفیقم زنگ گف عرق گرفتم بریم جنگل بزنیم دیدم بهترین فرصت از این حال دربیام تازع اومدع بودم خونع و مستی از سرم افتادع بود ک با داداشم دعوام گرف
حق داشت قرار بود برم دنبالش یادم رف اونم تو این سرما تو خیابون مونده بود
اعصاب نمیزارن واس ادم ک🚶🏿♂️
راستش همونجوری بود ک حدسشو میزدم
ساعت ۵ صب هرکاری میکردم خوابم نمیبرد گیتارو برداشتم برم بیرون گفتم میرم ی پارکی چیزی میشینم تمرین میکنم از اونورم میرم اموزشگاه ک دم در با بابام بحثم شد همع چیزو انداخت گردن اون گیتار منم قاطی کردم گفتم دیگع پامو اموزشگاه نمیزارم نم چیشد این حرفو زدم سر همینم الان مجبورم بشینم تو خونه با فیلمای مجازی و اینا تمرین کنم میدونم چرتن ولی خو چیکار کنم مجبوریه دیگه
از اونور هم مربی سالنم هی زنگ پشت زنگ و دعوا واس چی نمیای سر تمرین کشتیتو بگیری
نمیدونع نمیخام برم مسابقه وگرنه قیامت میکنع
اصن ن حال تمرین کشتی رو دارم ن مسابقه ن وقتشو
خلاصع ک امروز همش اعصاب خوردی و دعوا بود
عصری بود ک رفیقم زنگ گف عرق گرفتم بریم جنگل بزنیم دیدم بهترین فرصت از این حال دربیام تازع اومدع بودم خونع و مستی از سرم افتادع بود ک با داداشم دعوام گرف
حق داشت قرار بود برم دنبالش یادم رف اونم تو این سرما تو خیابون مونده بود
اعصاب نمیزارن واس ادم ک🚶🏿♂️
- ۵.۱k
- ۰۳ دی ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط