جنس دلم خوب نبود...

جنس دلم خوب نبود...
مدام یا می شکست یا آتش میگرفت؛
قلب چوبین من دیگر به خرج افتاده بود؛دیگر مرمت کارساز نبود...
باید از نو می ساختمش ،از یک جنس دیگر
بهترین گزینه آهن بود...
آری دوباره ساختمش! از آهن!
حالا دیگر نه میشکند و نه آتش میگیرد
فقط گاهی...
گرم یا سرد میشود.
دیدگاه ها (۷)

# پارت هشتم: حصارِ گرم در شبِ سردسرمای شبانه، پارچه‌ی ابریشم...

از دشمنان تا عاشقان

پارت ۷۱

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

#چندپارتیفک کنم نون برنجی ها کار خودشونو کردن..لینو/ا.تP:5شن...

چند پارتیپارت ۳لرزشِ خفیفی در دستانِ جونگکوک پیچید، اما نه ا...

سایه‌روشنِ نیمهِ شب.صدایِ تیک‌تاکِ ساعتِ دیواری، تنها صدایی ...

چند پارتی جونگ کوک

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط