دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست

دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست
کس در همه آفاق به دلتنگی من نیست

گلگشت چمن با دل آسوده توان کرد
آزرده دلان را سر گلگشت چمن نیست

از آتش سودای تو و خار جفایت
آن کیست که با داغ نو و ریش کهن نیست

بسیار ستمکار و بسی عهد شکن هست
اما به ستمکاری آن عهد شکن نیست

در حشر چو بینند بدانند که وحشیست
آنرا که تنی غرقه به خون هست و کفن نیست
دیدگاه ها (۵)

دســتـــانـــت اگــــرمــــــــــ‍ال مـــن بـــــود هـــ‍یــ...

اینطور بارمان آوردند بترسیماز همه چیز و از همه کساز بزرگ‌تر ...

در این دنیا...دو چیز بهترینند...."زیستن، از سر شوق ""...

مست چشمانت نبودن کار آسانی که نیستجنبه میخواهد،ولی این درد د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط