my faki dad
my faki dad
part:۱
علامت جیمین🐣علامت ا.ت🎀
🐣در حال حرف زدن با رعیسش...
🐣اما قربان...من نمیتونم...چی؟معموریت؟ چه معموریتی؟...اها باشه باشه اوکیش میکنم(قطع کردن تلفن)
اههه این چه شانسیه من دارم؟
الان من دختر بچه از کجام بیارم مگه زن دارم😒
اه ولش میرم یکی از بهزیستی میارم بزرگش میکنم اخه این چه معموریتیه؟
راه افتاد سمت بهزیستی...
بهزیستی🏢
🐣سلام ببخشید من اومدم یه بچه ببرم یع دختر بچه ی تقریبا ۱۰تا ۱۵ساله میخوام
👩🏼💼سلام خوش اومدید بله بله بچه زیاد داریم بفرماید انتخواب کنید...
🚶🏻♀🚶🏻....
👩🏼💼یک لحظه منتظر بمونید...
بچه هااا مهمون اومده
👭اخ جونننن
👩🏼💼امم بفرمایید
جیمین وارد اتاق شد دختر بچه ها از کوچیک و بزرگ ردیف ردیف ایستاده بودند همشون میگفتن عمووو منو ببر اما یکیشون ساکت وایساده بود سنش هم مناسب بود زیبا بود...
🐣من اونو برمیدارام👆🏻اشاره بهش
تمام بچه ها نگتهاشون برگشت سمتش
👭نههه نلوووو ما دوست داریم نهه دلمون برات تنگ میشه نه🥺😭😭
🐣نه نه بچه ها هر هفته میارمش ببینیدش...
👩🏼💼خب بریم پرنده رو درس کنیم و تمام...
پرونده تشکیل شد...
خب بریم خونم؟🐣
اره🎀فقط...چی میتونم صدات کنم؟
🐣اممم جوجه بابا جیمین دَدیی هر چی دوس داشتی😊
بیا رسیدیم خونه
🎀باباا متمعنی این خونست این خونه نیس...قصرههههه🤩
🐣اینجا دیگه خونه ی جدیدته هرر کاری میخوای بکن فقط مواظب خودت باش اسیب نبینی😊
🎀😁باششش
شروع کرد به بازی و این ور اونور پریدن تو حیاط بالا جیمین داشت ناهار درست میکرد پروندشو چک کرد یکی از قسمتا غذا های مورد الاقشو زده بود یکیشون ماکارونی بود براش درست کرد و از دم پنجره صداش کرد.
🐣دخترم بیا ناهار بوخور بعد باهم بازی میکنیم بیا یخ میکنه😊
🎀اومدم... واییی باباااایی ماکارونی درست کردییی مرسییی🤩😊🫂
🐣بوخور بوخور دخترم نوش جونت✨😊
شرط برای پارت بعد:
۶لایک. ۱۲کامنت
part:۱
علامت جیمین🐣علامت ا.ت🎀
🐣در حال حرف زدن با رعیسش...
🐣اما قربان...من نمیتونم...چی؟معموریت؟ چه معموریتی؟...اها باشه باشه اوکیش میکنم(قطع کردن تلفن)
اههه این چه شانسیه من دارم؟
الان من دختر بچه از کجام بیارم مگه زن دارم😒
اه ولش میرم یکی از بهزیستی میارم بزرگش میکنم اخه این چه معموریتیه؟
راه افتاد سمت بهزیستی...
بهزیستی🏢
🐣سلام ببخشید من اومدم یه بچه ببرم یع دختر بچه ی تقریبا ۱۰تا ۱۵ساله میخوام
👩🏼💼سلام خوش اومدید بله بله بچه زیاد داریم بفرماید انتخواب کنید...
🚶🏻♀🚶🏻....
👩🏼💼یک لحظه منتظر بمونید...
بچه هااا مهمون اومده
👭اخ جونننن
👩🏼💼امم بفرمایید
جیمین وارد اتاق شد دختر بچه ها از کوچیک و بزرگ ردیف ردیف ایستاده بودند همشون میگفتن عمووو منو ببر اما یکیشون ساکت وایساده بود سنش هم مناسب بود زیبا بود...
🐣من اونو برمیدارام👆🏻اشاره بهش
تمام بچه ها نگتهاشون برگشت سمتش
👭نههه نلوووو ما دوست داریم نهه دلمون برات تنگ میشه نه🥺😭😭
🐣نه نه بچه ها هر هفته میارمش ببینیدش...
👩🏼💼خب بریم پرنده رو درس کنیم و تمام...
پرونده تشکیل شد...
خب بریم خونم؟🐣
اره🎀فقط...چی میتونم صدات کنم؟
🐣اممم جوجه بابا جیمین دَدیی هر چی دوس داشتی😊
بیا رسیدیم خونه
🎀باباا متمعنی این خونست این خونه نیس...قصرههههه🤩
🐣اینجا دیگه خونه ی جدیدته هرر کاری میخوای بکن فقط مواظب خودت باش اسیب نبینی😊
🎀😁باششش
شروع کرد به بازی و این ور اونور پریدن تو حیاط بالا جیمین داشت ناهار درست میکرد پروندشو چک کرد یکی از قسمتا غذا های مورد الاقشو زده بود یکیشون ماکارونی بود براش درست کرد و از دم پنجره صداش کرد.
🐣دخترم بیا ناهار بوخور بعد باهم بازی میکنیم بیا یخ میکنه😊
🎀اومدم... واییی باباااایی ماکارونی درست کردییی مرسییی🤩😊🫂
🐣بوخور بوخور دخترم نوش جونت✨😊
شرط برای پارت بعد:
۶لایک. ۱۲کامنت
- ۱۱۹
- ۲۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط