محوی زیبایی او

محوی زیبایی او
پارت ۱

ویو رزا
مدرسه قبلیم افتضاح بود و مادرم مجبورم کرد که از اون مدرسه برم اومدم مدرسه جدیدم ورودی مدرسه با شکوه بود چند ماه تو اون مدرسه بودم ولی مادرم ناراضی بود
صبح زود از خواب پاشدم اولین روز مدرسه جدیدم بود لباس فرمم رو پوشیدم و به خاطر اینکه ارایش ممنوعه بود فقط یه ضد افتاب زدم کمی دیرم شد به همین دلیل فقط برای صبحانه یه شیر و کیک خوردم کفشام رو پوشیدم و از خونه بیرون رفتم وارد ماشین شدم که گوشیم زنگ خورد
م/ر : یادت باشه نمیخوام کمبودی در درسات ببینم
+ مامان تصمیمت رو گرفتی میزاری با دوستام برم کنسرت ( + علامت رزا )
م/ر : نخیر وقتت رو هدر میده به جاش برو سر درست
+ چشم ....مامان.....امیدوارم جراحی خوب پیش بره
تماس تموم شد بعد از چند مین وارد مدرسه شدم همراه با معلم وارد کلاس شدم
معلم : بچه ها دانش اموز جدید داریم خودت رو معرفی کن
رزا : سلام من رزا هستم ( رزا عادت نداره خودش رو با مافیلی معرفی کنه واسش سخت میشد )
معلم : یه صندلی رو انتخاب کن و بشین
یه گوشه رو کنار پنجره انتخاب کردم که ویو خیلی خوبی داشت بعد از چند مین وقت ناهار شد سر کلاس همه نکات و جزئیات رو یادداشت کردم و تو سالن غذاخوری حفظ میکردم
دفتر به دست به سالن ناهارخوری رسیدم غذام رو گرفتم و یه جای ساکت رو انتخاب کردم مدتی حس کردم که اون دختر پرانرژی رو شیطون نیستم فکر کنم به خاطر لنا هست چون هر وقت اون هست خیلی خوش میگذره مامانم نگذاشت لنا به لین مدرسه بیاد میگفت رو درست تاثیر میزاره و فقط به فکر خوش گذرونی میشی البته راست میگه وقتی لنا هست خیلی خوش میگذره و به فکر درس نیستم

شرط
لایک ۱۰
کامنت ۱۳
بازنشر ۵

❤️حمایت شه ❤️
❤️گزارش نشه ❤️
دیدگاه ها (۶)

شخصیت هانیلسو : اکس تهیونگ ظاهری : دختری هرزه و کینه ای ، مو...

شخصیت ها جانگ رزا : نقش اول ( رزا از مافیلی خودش متنفره چون ...

♛𝕬𝖓𝖓𝖎𝖍𝖎𝖑𝖆𝖙𝖔𝖗♛پارت۳ات : بچه ها دفتر مدیر کجاست؟ زویی : بیا من...

✩★ 🎀 𝓂𝓎 𝒹𝒶𝓊𝑔𝒽𝓉𝑒𝓇 🎀 ★✩پارت۱۹ات ویو صبح زود بیدار شدم چون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط