دلتنگ یک رفیق

دلتنگ یک رفیق

پارت *؟


_:تو چرا ازم دفاع کردی؟......


شدو : خب ، من دوست ندارم رفیق صمیمی سونیک آسیب ببنیه چون میدونم اون خیلی غصه میخوره ، همین !

ناکلز : اما تو ‌.... با وجود اینکه ازم بدت میومد باز نجاتم دادی ..
..

.
....
م.....میتونی دوست خو..خوبی بشی..،



شدو : آ...آه...*دوباره درد میگیره*


ناکلز : مواظب باش ! *می‌گیرد و داره دستکشش رو درمیاره*



_چی کار میکنی؟

ناکلز : *یه دستمال از دور دستش درمیاره و به زخم شدو میبنده*
حالا بهتر شد !!!



_ممنون


ناکلز : ف...فکر کنم تو میتونی موجود خوب باشی...... ،. مثلا مثل ........یه دوست


_دوست ..؟


ناکلز : آره... متاسفم بابت قضاوت هایی که کردم‌.....سونیک راست می‌گفت......

.
_اشکال نداره .... تو زندگیم از این حرفا زیاد شنیدم ...




راستی .....
سونیک و تیلز کجان؟..


ناکلز : نمد🗿🎀

*در همان حال *

سونیک


آه ! هیچی پیدا نکردیم حتی یه دستمال کاغذی!!

تیلز : به نظرت حالشون چطوره?

سونیک : نمیدونم.....مجبوریم برگردیم .


*دقایقی بعد


*شدو و ناکلز رو میبینه که دارن باهم حرف میزنن*

چ_
اینا مگه از هم بدشونن نمیومدددددددد؟؟؟؟؟؟

شدو تو خوبی ؟
زخمت رو کی بسته؟


شدو : آره خوبم .... ناکلز زخمم رو بست

سونیک : جدی؟ دستمال از کجا اورده؟؟


ناکلز : از قبل به دستم گره خورده بود ولی کاملا تمیزه !!



تیلز : واقعا با هم دوست شدین ؟


باهم : اوهوم ..

تیلز : این عالیه!!♡♡


تیلز : بگذریم ‌.. من یه نقشه ای دارم ،‌

ما الان طبقه ۸۷ هستیم
فکر نکنم بتونیم زیاد ادامه بدیم ، شدو هم حالش خوب نیست

پس.....


_,پس چی؟

تیلز : پس باید پایگاه رو منفجر کنیم !!!

همه : چیییی؟؟؟؟

تیلز : آره دیگه جای تعجب نداره کع_ 🗿


_😐🗿چطوری حالا ؟


تیلز : خب ببنید * یه چیزی از پشتش درمیاره * این رو وقتی داشتیم دنبال پانسمان می‌گشتیم تو یکی از محفظه ها پیدا کردم و همونجا این نقشه به سرم زد

ناکلز : اما این بمب خیلی خطرناکه ، نه ؟!!!
مگه میدونی مدلش چنده ؟


تیلز : اوم ... آره این مدل A376 *همینجوری* تقریبا میتونه یه شهر رو منفجر کنه ، به نظرت این پایگاه این بمب هارو برای چی میخواستن ؟ 😐


سونیک : والا نمیدونم🗿 ، اصلا از کار این احمقا سر در نمیارم ، اون از اینکه بهمون حمله کردن و تیلز رو دزدیدن ، اینم از بمب هاشون 🗿

سونیک : تیلز نگفتی نقشه اصلی چیه ؟ ..

تیلز : ببنید & چیزی رو روی نقشه نشون میده*

اول باید بریم به طبقه ۹۰ اینجا ، که یه کریستال سبز بزرگ نگه می‌دارند _

ناکلز : منظورت زمرده؟


تیلز : نه ولی یه چیز شبیه به اونه
دیدگاه ها (۱)

به نام خدا * سلامچهخبراااااااا حالتون چطوره ؟ اس ۱ پیشرفت من...

ادامه کمیک پارت ۲ عاححح حالندامححححال رمان ندارممممممحححح

دلتنگ یک رفیق پارت؟ *اندکی بعد در زیر زمین *_آه. انگار کل ا...

دلتنگ یک رفیق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط