اگر روزی بمیرم

اگر روزی بمیرم
تمام کتاب‌هایی را که دوست دارم
با خودم خواهم برد
قبرم را از عکس کسانی که دوستشان دارم پر خواهم کرد
و خوشحال از اینکه اتاق کوچکی دارم
بی آنکه از آینده وحشتی داشته باشم
دراز می‌کشم
سیگاری روشن می‌کنم
و برای همه دخترانی که دوست داشتم گریه می‌کنم
اما درون هر لذت ترسی بزرگ پنهان شده است
ترس از اینکه
صبح زود کسی شانه‌ات را تکان بدهد و بگوید:
بلند شو سابیر
باید برویم سر کار...

می‌ترسم بعد از مرگ هم کارگر باشم
سابیر هاکا
دیدگاه ها (۱)

Leonard Cohen on stage photo by Gorm Valentin

بکا: من دارم درد می‌کشم و آسیب دیده‌ام، هیچ تمایلی هم برای پ...

برای انهدام یک تمدن ۳ چیز لازم است:خانوادهنظام آموزشیالگوهاب...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

عاشقانه های شبنم

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط