روي ديوار

روي ديوار

روي سايه ای که به جا مانده از تو

چشــــم مي کشم و دهاني که بخندد

به اين همه تنهايي و انتـــظار ...

اين خانه بعد از تو فقـــــط ديوار استـــــ

و تکه ذغالي که خطــــ مي کشد

نيامدنت را ...
دیدگاه ها (۲)

«یا مولای من، یا صاحب الزمان!کاش باران بودی و همه نگران نیام...

بماند که ندارمت…بماند که هنوز دلم برایت تنگ است؛بماند که تکه...

چشم پاک دختری از جمله‌ای تر مانده استچشم‌های پاکش اما خیره ب...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

‌

همیشه منتظرش بودم....

با خنده ای که عکس تو در بر گرفته استدیوار خانه چهره ی دیگر گ...

مردی که در کنارم بود

رها❤ تو را دوست دارمآن قدر عمیق که دیگر بودنت فقط یک خواستن ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط