به ایوان می روم و انگشتانم را

به ایوان می روم و انگشتانم را
بر پوست کشیدهٔ شب می کشم
چراغ های رابطه تاریکند
کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی است
دیدگاه ها (۲)

آنجا که هیچ نیست ، به یاد بیاور که دوستت دارم .- دنی دیدرو

بعضی صبح ها باید فقط یک لیوان چای برای خودت بریزی و کنار پنج...

شاه‌نشین چشم من تکیه گه خیال توستجای دعاست شاه من بی تو مباد...

چه زجری میکشد زنی که هر لحظه از خاطره ای به خاطره ی دیگر پرت...

سناریو ساسونارو🩸 «ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک» ☀️فصل دو...

ابزاری که همگان استفاده می کنند جز جمهوری اسلامی !نشریه Fore...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹اعتیاد به آدم‌ها ؛‌بدترین نوع اعتیاد است.‌#ریچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط