خواستم تا که بگویم به تو اصل سخنم

خواستم تا که بگویم به تو اصل سخنم
ولی افسوس نچرخید زبان در دهنم

خواستم تا که بگویم به تو ...

اما هربارلرزه انداخت نگاهت به تمام بدنم

آه آخر تو کجا و من ناکام کجا
تو که پروانه شدی ، پیله ی من شد کفنم

تو چو خورشید درخشنده نمایانی و من
شمع خاموشم و صد آبله دارم به تنم

آنکه چون سرو و سپیدار بلند است تویی
اینکه چون بید خزان دیده خمیدست منم

چشم های تو چو دریاست من رود شدم
بلکه یک روز دل خویش به دریا بزنم

حتم دارم که فقط جاذبه ی عشق تو بود
علت آمدن و فلسفه ی زیستنم

آه بی عشق یقینا همه دنیا هیچ است
آه بی تو ، منم و ،سایه ام و ، پیرهنم

شانه ات امنترین جای جهان است آری
کاش می شد شود آغوش تو یک شب وطنم

کاش می شد به تو بی پرده بگویم ... اما
حیف صد حیف نچرخید زبان در دهنم
از کانال من در تلگرام بازدید بفرمائید*
https://t.me/monlightyy/AAAAADwlabGn5JpFx5ds8A
دیدگاه ها (۱۸)

زندگی گاه به‌کام است‌ و بس،گاه به‌ نـام است وکم،گاه به‌ دام ...

دوستت دارم.......بفهم!دیوارهامرزهاارتش‌های جهاناین همه پیامب...

پرازدلتنگیم بی توتوفک کن عمریه خوبمبجاعکست به دیوارافقط هی م...

آیا به آزادی اراده عقیده دارید؟من که دارم بی چون و چرا.من با...

از زبان آ.ت:«ضعف شدیدی داشتم و صورتم حسابی عرق کرده بود...سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط