کوک

کوک
سلام من کوک هستم دو تا بچه دارم ی دختر و ی پسر
اسم دختر رو بورام میزارم و پسر رو یو چان

دختر
سلام من بورام هستم چند وقته داداشم رفتار های عجیبی نسبت بهم نشون میده مثلا بغلم میکنه لپمو بوس میکنه

پسر
سلم من یو چان هستم چند وقته که به خواهرم احساسات عجیبی دارم وقتی میبینمش یجوری میشم و سرخ میشم

شروع
ویو بورام
از تخت بلند شدم رفتم پایین و دیدم بابا رفته سر کار صبحانه خوردم و بعد از صبحانه رفتم تو دستشویی تا مسواک بزنم و پشت س م یو چان وارد شد
بورام:چیکار میکنی برو بیرون
یو چان پوزخند زد و لپ بورام رو کشید
منم میخوام مسواک بزنم
باهم مسواک زدیم میتونستم سنگینی نگاهشو روی خودم حس کنم اما اهمیتی ندادم
وقتی خواستم از دستشویی خارج بشم یو چان سریع در رو قفل کرد
بورام:چیکار میکنی
یو چان:هیچی
یوچان شلواشو کمی پایین داد و دیکشو توی دستش گرفت
بورام:م م میخوای چیکار کنی
یو چان :یکم خوش بگذرونم
یو چان بورام رو روی سوالت فرنگی نشوند و شلوارشو پایین داد و با دو انگشتش دو طرف عضو بورام رو مالش میداد
بورام:عاح نکن عااح بس کننن عاح
یو چان اهمیتی نداد و با یک دست عضو بورام رو مالش میداد و با دست دیگه دیک خودشو...
ببخشید تو ی پارت جا نشد
دیدگاه ها (۸)

کم کم دیدم بزرگ تر شد روی سوراخش تنظیم کردم و وارد کردم باکر...

بتمن یکی دیگه ار کسایی که عاشقشممممم

بچه ها الان که صد تایی شدیم بهتر نیست تعداد کامنتا بیشر بشه؟

مرسیسییی

مافیای عزیز من p1

حقیقت پنهان پارت ۱ ویو بورام :صبح با سردرد عجیبی از خواب بید...

ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-⁷⁰اما قبل از اینکه بحث تمام شود، همان نفر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط