دل و دین بردی و اکنون پی جان آمده ای

دل و دین بردی و اکنون پی جان آمده ای

بنشین تابه تو آن هم بسپارم بنشین.!
دیدگاه ها (۱)

هرکه رادیدم برای عشق خودشعری سرود...من که معشوقی ندارم ازچه ...

چشمٖ مخصوص تماشاست اگر بگذارندو تماشای تو زیباست اگر بگذارند...

من و دنیاهمدیگر را رنگ میکنیم ،من با مداد سیاه...دنیا با مدا...

دعاکردم که برگردد ، شده با دیگری باشد !دعاهایی به این تلخی ه...

بودند دو تن، به جان و دل دشمنِ تودادند به هم دست، پیِ کشتن ت...

در راه عشق گر برود جان ما چه باک🌸 ای دل تو آن عزیزتر از جان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط