دلم تصادف میخواهد. ..

دلم تصادف میخواهد. ..

صدای بلند آمبولانس. .
صدای پرستاری که داد می زنه کنار بروید کنار بروید..
صورت خونینم را بر میگردانند. .

انگشت روی گردنم میگذارد. ..
نبضش ضعیف است. .
پس از دقیقه ایی
نبضش نميزند. .
پارچه بیاورید. ....
پارچه ایی سفید روی جسمم میکشند و تماااااام
من که به آرزوهایم نرسیدم بگذار برسند به آرزویشان آنان که نبودنم را از خدا طلب کردن...
دیدگاه ها (۹)

دلم تصادف میخواهد...صدای بلندآمبولانس...صدای پرستاری که دادم...

لم تصادف میخواهد... صدای بلندآمبولانس... صدای پرستاری که داد...

دلم تصادف میخواهد...صدای بلندآمبولانس...صدای پرستاری که دادم...

کپی ممنوع

کپی ممنوع

کپی ممنوع

کپی ممنوع

«عندما تکَون بجـانبی لا احتاج ای شـی اخـر»وقتی که کنارمی به ...

*وای از موی بلندِ تو، وَ آن روسریتوای از چشمِ صمیمانۀ خاکستر...

سخت تــرین                 کارِ دنـــیا     دوست نداشتن توسـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط