part

part38

+حالا همه باهم.. لالا.. لالا
×بوم بسه دیگه بشین
توی اتاق کارائوکه بودن و بوم هفت تا شیشه فا. کی سوجو نشویده بود و البته کای هم کم نزاشت و هشت تا شیشه هم اون نوشید، خب.. الان هردوشون مثل دوتا دیوونه داشتن مثلا با صفحه همخونی میکردن چون حتی یه کلمه از حرفاشون با موزیک روی صفحه مطابقت نداشت
یونجون به کاناپه گوشه اتاق تکیه داده بود و لیوان سوجوشو میچرخوندو به اون دوتا نگاه میکرد.. میدونست بوم زود مست میکنه ولی انتظار نداشت اینقدر زود مست و پاتیل بشه سوبین دیگه داشت سردرد میگرفت دو ساعت لعنتی بود که داشت به جیغ جیغ اون دوتا گوش میکرد
اهنگ عوض شد و موزیک still with you از جونگ کوک روی صفحه اومد... اون اهنگ اهنگ مورد علاقه بوم بود، تو تمام لحظه هایی که تنها بود این اهنگ مثل یه مرحم آرومش میکرد، کای رو که بهش چسبیده بود از خودش جدا کرد و روی سوبین هل داد و میکروفونو تو دستش تنظیم کرد
+همگی گوش کنید.. من.. اوه بوم! الان میخوام براتون اهنگ بخونم
سوبین کای رو کشون کشون سمت کاناپه برد و هردو روش نشستن، موزیک شروع شد و بوم شروع کرد به خوندن.
"توی یه اتاق تاریک.. بدون هیچ نوری"
"من نباید بهش عادت کنم ولی خیلی آشناست"
"صدای اروم تهویه هوا.. اگه حتی این رو هم نداشتم فکر کنم کاملا از هم میپاشیدم"
سکوت عجیبی توی اتاق بود که فقط با صدای موزیک و بوم میشکست، بوم با نهایت احساس آهنگو میخوند.. و یونجون اونور اتاق با ارامش خاصی به پسر دیوونه روبروش نگاه میکرد که زا شدت مستی حتی نمیتونست تعادلشو حفظ کنه ولی صداش با نهایت ملایمت و نرمی از بین لبای سرخش خارج میشد و سرمای قلب یونجونو احاطه میکرد...
"باهم میخندیدیم.. باهم گریه میکردیم... 함께웃고.. 함께올고"
"حدس میزنم این احساسات ساده همه چیز من بودن..... 이 단순한 감정들이 내겐 전부였나봐"
بوم مکثی کرد.. یون حس میکرد چشماش میسوزن فکرشم نمیکرد که یه اهنگ بتونه اینجوری رو احساساتش تاثیر بزاره.. شایدم به خاطر فردی بود که روبروش بود!
با خارج شدن اون کلمات از لبای بوم تمام خاطراتش با بومگیو جلوی چشماش میومد ولی یه چیزی براش عجیب بود... اینکه علاوه بر خاطرات بومگیو، به خاطرات و لحظاتی که کنار بوم داشت هم فکر میکرد.. چرا؟
"قراره کی باشه؟ اگه بتونم تورو دوباره ملاقات کنم؟...... 언제쯤일까 다시그댈 마주한다면?"
"میخوام به چشمات نگاه کنم و بگم دلم برات تنگ شده..... 눈을 보고 말할레요. 보고싶었어요!"
_دلم برات تنگ شده بود..
یونجون ناخوداگاه زیر لب گفت و حتی خودشم شوکه شد
با وجود مستی هنوزم یونجونو واضح میدیدو میخواست با این اهنگ حرفای دلشو بزنه.. چون این از روی مستی بود درسته؟ پس ادامه داد و در حالی که به چمای پر از اشک یونجون خیره بود ادامشو خوند
"در خاطراتی که خیلی درخشان بودن..... 황홀했던 기억속에"
"بارون میباره، حتی زمانی که تنهایی میرقصم..... 나 홀로 춤을 춰도비가 내리잖아"
"وقتی این مه از بین بره...... 이 안개가 짇힐 때쯤"
"با پاهای خیس شده به سمتت میدوئم...... 젖은발로 달려갈게"
"پس اون موقع منو تو آغوش بگیر..... 그때 날안아 줘.."
"still with you.... هنوز با توام"
هنوزم به بوم نگاه میکرد... هنوزم میخواست مثل همیشه خودشو قانع کنه که از این پسر بدش میاد... اما هرچی بیشتر نگاه میکرد بیشتر غرق میشد... اون از اولشم تو این بازی باخته بود!
دیدگاه ها (۲)

اجرای اهنگ body to body تو کنسرت

اجرای ترکیبی FYA, FIRE تو کنسرتخیلی خوبهههههه خفننننن

اجرای اهنگ fake love تو کنسرت ساندچک

اجراب اهنگ run تو کنسرت دیروز

part40. . برای مدتی هردو بهم خیره شدن.. بوم برای سواستفاده ا...

part29. . یونجون بوم رو بلند کرد و روی تخت خودش گذاشت و لباس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط