🖇 𝚗𝚊𝚞𝚐𝚑𝚝𝚢 𝚖𝚊𝚗𝚊𝚐𝚎𝚛 🖇

🖇 𝚗𝚊𝚞𝚐𝚑𝚝𝚢 𝚖𝚊𝚗𝚊𝚐𝚎𝚛 🖇
🖇𝚙𝚊𝚛𝚝𝟷𝟶🖇

تهیونگ: واسه این خجالت میکشیدی؟ اینکه جوابش معلومه، تنها کسی که اخراج میشه اونه (پوزخند)
ات: دیه دیه
تهیونگ: کیوتت( لبخند مستطیلی)
ات: (خجالت)
جونگکوک: با حسودی و اخم نگاه میکنه*
جونگکوک: خب بسه دیگه عهه ات بیا اینجا ببینم(ضایع)
ات: بله
جونگکوک: بیا تکلیف مارو مشخص کن
نامجون: ات بیا پیش من حرفاتو بگو همه داریم بهت گوش میکنیم.
ات: آها باشه اومدم
رفت پیش نامجون*
همه اعضا: به ات چهار چشمی نگاه میکنن*
ات: استرس صگی*
یونگی: ات حرفتو بزن.
ات: باشه.
ات: امممم خب شما ساعت ۸ شب پرواز دارین به ژاپن دو روز بعدش کنسرت دارین و الان باید وسایلتونو جمع کنید و آماده بشید چون ۳ ساعت دیگه پرواز دارین.
جیمین: ساعت پنج غروبه؟؟
هوسوک: چقدر زود گذشت.
تهیونگ: خب ات دنبالم بیا
جونگکوک: دنبالمونننن
تهیونگ: همون
جونگکوک: چشم غره*
ات: بسه دیگه راه بیفتین.
ات و جونگکوک و تهیونگ به اتاق تهکوک میرن*
تهیونگ: کمد من سمت چپ‌یه اون مشکیه هم کمد جونگکوکه خجالت نکش از توشون چند دست لباس بده بهمون بزاریم تو چمدون یه لباسم بده واسه فرودگاه
ات: .....
__________________

لایک و کامنت یادتون نره🖇🌚🖤
دیدگاه ها (۴)

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

تک پارتی جونگکوک ☄️جنگ جهانی دوم 🤣🤏🏻ات: نمیخامممممم( عربدع)ج...

My dady پارت③ خب اگه سانا پرسید به کای میگم، آرههه. خب اصن ب...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

Otagh baghli Part 53 میخواستم تلافی کنم ولی خب حوصلش رو نداش...

مربی موتور سوار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط