بارونم میومد نم نم .خیلی کم بود چند تا قطره فقط اومد تا ش

بارونم میومد نم نم .خیلی کم بود چند تا قطره فقط اومد تا شوری اشکو حس نکنم

چمنا هم یه عطر خاصی داشتن

گربه ی آقای نگهبان هم اون دوروبرا گردش میکرد . فک کنم بی خوابی زده بود به سرش

یه زمانی قهر میکردیم

حرفم نمی زدیم

تازه شایدم با خودمون می گفتیم که  چه قد از خود راضیه

یه زمانی بدون مامانمون نمی رفتیم تو خیابون اونم ساعت نه شب اون زمانا هر وقت بیکار می شدیم سنگفرشای پیاده رو رو میشمردیم

یه زمانی اگه می رفتیم پارک فقط برا تاب و سرسره بازی می رفتیم

یه زمانی با بقیه دوست می شدیم تا تنها نباشیم

اما الان هم قهر می کنیم ولی الان تو روش بهش میگیم چه قد خودخواهی

الان بدون مامان می ریم خیابون و آطل و باطل .کشون کشون و لخ لخ کنان بازم موزاییکای پیاده رو رو میشمریم ...

الانم میریم پارک ولی فقط حسرت تاب و سرسره بازی رو میخوریم

الان میریم پارک تا...

تا خفه نشیم ...

الانم با بقیه دوست میشیم اما نه برا اینکه تنها نباشیم فقط به خاطر اینکه بقیه نگن تنهاس !!!!
دیدگاه ها (۱۲)

یه کوچه هشت مترییه توپ پلاستیکی دو لایههعی یادش بخیر چه دلخو...

خیلی ها فراموش نمیکنندففط بازیگری خوبیدر فراموشکاری هستند

کاش خود خدا همآن سیب را خورده بود

دلم واسه اول دبستان تنگ شدهوقتی تنها گوشه ی حیاط وایمیستادمی...

تک پارتی✨سلاممممم من اتم و 4 ساله با جین ازدواج کردم و یه پ...

پارت ۳۶

#My_company_model پارت 32ویو بینا یک سال زود گذشت من یه بچه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط