کسی که جای نفس های خسته آه نوشت

کسی که جای نفس های خسته آه نوشت
چقدر آخر این قصه را سیاه نوشت
کشید زندگی َم را به چاله های عمیق
و بعد آمد و از معجزات چاه نوشت
برای تشنگی َم آب را نشانم داد
به پای خواهش من خرمن گناه نوشت
همیشه جای تو در بند عشق خالی بود
که بی مقدمه از اعتلای ماه نوشت
هنوز با تو شدن یک محال شیرین است
ولی برای همان هم هزار راه نوشت
تو را به خاطر من آفریده بود اما
درون دفتر تقدیر اشتباه نوشت
دیدگاه ها (۵۱)

باز هم امدم اینجا بازهم شوق دیدار بازهم خاطراتآه شور و شوق ...

تو مگر رحم نداری که چنین دل سنگی؟من که تسلیم توام با چه کسی ...

نوشتم خانه ام خالیست از تونوشتی دلبرم طاقت بیاور..نوشتم خالی...

گفتی: نباید یاد چشمانم بیافتیهی مثل بختک روی ایمانم بیافتیگف...

در عمق جان آدمیان، حقیقتی نهفته است که اغلب از دیدگان پنهان ...

ازم منتفرم نباش...در حالی که بغض داشت عزیز کرده اش را در اغو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط