شعر از من و شاعرانه هایش باتو

شعر از من و شاعرانه هایش باتو

عشق از من و عاشقانه هایش با تو

من فاتح قله های عشقم اما

از کوه فقط میانه هایش با تو

تب دارم و مبتلا به عشقی سوزان

آتش که شدم زبانه هایش با تو

من موج به دریای امیدت گشتم

ساحل شدن و کرانه هایش با تو

حالا که نهال عشق ما روئیده

من ریشه زدم جوانه هایش با تو

کابوس شده نصیب خوابم هر شب

رویای خوش شبانه هایش با تو

ابری شده آسمان قلبم بی تو

باران که شدم ترانه هایش با تو

من در پی لحظه های نا آرامم

با عشق، فقط بهانه هایش باتو

#fuoad
دیدگاه ها (۷)

همچو کوهی که درونش نم دریا دارددر دلم درد زیاد است ولی ...

از چه با من اینچنین ســـردی؟ بگوتا بــه کی اینگــــونه نامــ...

این قدر در بغل سرد هوا ناز نکنپیش پاییز دگر سفره دل باز نکنت...

کـــــاش میشـــــد برگَــردی و ببینـــــیچشـــــمانـــــم چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط