.

.
.
.
نشسته ام به پشت میز، درون یک اتاق سرد
تنم چه خسته و خراب، ودرسرم هزار درد

نگاه من به چشم توست،درون قاب روی میز
تو رفته ای عزیز دل، شکست آن قرار وعهد

پناه می برم به قرص، دیازپام لعنتی
یکی، دوتا، سه بسته قرص،همه به رنگ های زرد

فرار می کنم من از خیال تلخ عشق تو
و من مثال ارتشی، شکست خورده در نبرد

نه ! اشتباه می کنم تو باختی دراین نبرد
که پشت پا زدی به عشق،مرا که کرده ای تو طرد
دیدگاه ها (۲۰)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_13وارد آشپزخانه شدم..میخواست...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ویکم: آتشی که در تنم افتاد---از مهمان...

عاشقانه های شبنم

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط