پشتِ دیوارِ دلم دخترکــی میرقصد..!

پشتِ دیوارِ دلم دخترکــی میرقصد..!
رویِ یک شاخه ی گُل؛ شاپرکـی میرقصد..!
آسمانِ شبِ من تار و به هم ریخته است؛
ناگهان در پسِ آن #اَخترکـی میرقصد..!
ما که دل را نسپردیم به دلدار دگر؛
نزدِ معشوقه یِ ما #دلبرکـی میرقصد..!
جامِ دل را زِ من آن لحظه بگیری که دگر؛
رویِ جامِ دلِ شاعر؛ تَرَکـی میرقصد..!
شعر؛ شوری به سرم ریخته گویا که مُدام؛
پشتِ دیوارِ دلم #دخترکــی میرقصد. . . !^^♡

#مهسا_امیریان

#زِ_شمارِ_موی_بر_سر_غمِ_اوبه_سینه_دارم🖤
دیدگاه ها (۳)

هنوز نمی‌توانم باور کنم، نمی‌توانم بنویسم، نمی‌توانم فکر کنم...

...

روزگاری با تو در اوجِ خوشی بودم ولیچند سالی بعدِ تو، احوالِ ...

خیالت لیوان آبی ست که هرشب بالای سرم میگذارمنیمه شب ازخواب ن...

باد سردی وزید. از سمت جنگل سایه، صدایی شبیه نجواهای دوردست ب...

بررسی شعر «فاصله چیه؟» از (نقش) بخش نخستــــــــــــــــــــ...

پارت ۵کاکاشی به محض اینکه نصیحت های پلیس را شنید، رفت فروشگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط