شاعر چشمت شوم یا شاعر خندیدنت ای فدای لحظه ی در ماه شاید

شاعر چشمت شوم یا شاعر خندیدنت ای فدای لحظه ی در ماه شاید دیدنت چشم تو کندوی صدها عاشق دیوانه وار من ولی دیوانه ام ، دیوانه ی نوشیدنت در دو چال گونه ات دنیای من جا می شودعاشق دنیای خویشم لحظه ی خندیدنت گرچه زیبا تر ز ماهی ، آمدی از آسمانتا نیفتد چشم نامحرم به شب تابیدنت گل شدی ، آنقدر زیبا تا که یادت می کنم ترسم ای گل جان بگیرد عقده های چیدنت مثل باران می زنی بر پنجره تا می رسی سنگ بارانش بکن اینبار با باریدنت خسته ای می دانم اما ساعتی بیدار باش شاعر چشمت بمانم شاهد خندیدنت
#فاضل_نظری
#ستایش_قلب_سربی
#عاشقانه #شعر
#دلتنگی #ویسگون
دیدگاه ها (۰)

♥️ℒℴνℯ♥️نوشته بود :وقتی یکی و دوست داری \"حافظ\" بخون وقتی ع...

دفتر قلب مرا وا کن وچیزی بنویس...با مدادی الکی نکته ریزی بنو...

این زخم خورده را به ترحم نیاز نیستخیر شما رسیده به ما ،مرحمت...

شده عشقت به کسی بیشتر از حد باشد؟هرچه خوبی بکنی، با دل تو بد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط