بازی درخون
بازی درخون 🍷🗡
پارت هفتاد چهار🍷🗡
+بهت گفتم تو مال منی ! همه جات مال منه دوست داشتنی
به هودی گشادش که توی تنم بود نگاهی کرد و نیشخند زد
+حیف مغربی وگرنه مجبورت میکردم درش بیاری...
با لحنی گفت که از خجالت سرخ شدم
سرمو پایین انداختم
نمیدونستم چرا قلبم داشت تند تند میزد
هنوزم تب داشتم
بیرون رفت و کمی بعد با سرنگ اومد
با دیدن سرنگ توی دستش لرزی کردم
میترسیدم از سرنگ
لب زدم
+میخوای چیکار کنی؟
بدون نگاه کردن به من گفت
_داری تو تب میسوزی؛ باید اینو تزریق کنم بهت
اخم کردم
+من حالم خوبه
کنار من نشست
که دستشو به زور گرفتم و روی پیشونیم گذاشتم و لب زدم
+نگاه کن ، ببین حالم خوبه...
گوشه چشماش چین افتاده بود
ولی همچنان خونسرد بود
سرشو آورد نزدیکم و کنار گوشم لب زد
_ببینمکوچولو میترسی ؟
تک خنده ای با استرس کردم
نمیخواستم لو برم که میترسم
گفتم
+نه
پارت هفتاد چهار🍷🗡
+بهت گفتم تو مال منی ! همه جات مال منه دوست داشتنی
به هودی گشادش که توی تنم بود نگاهی کرد و نیشخند زد
+حیف مغربی وگرنه مجبورت میکردم درش بیاری...
با لحنی گفت که از خجالت سرخ شدم
سرمو پایین انداختم
نمیدونستم چرا قلبم داشت تند تند میزد
هنوزم تب داشتم
بیرون رفت و کمی بعد با سرنگ اومد
با دیدن سرنگ توی دستش لرزی کردم
میترسیدم از سرنگ
لب زدم
+میخوای چیکار کنی؟
بدون نگاه کردن به من گفت
_داری تو تب میسوزی؛ باید اینو تزریق کنم بهت
اخم کردم
+من حالم خوبه
کنار من نشست
که دستشو به زور گرفتم و روی پیشونیم گذاشتم و لب زدم
+نگاه کن ، ببین حالم خوبه...
گوشه چشماش چین افتاده بود
ولی همچنان خونسرد بود
سرشو آورد نزدیکم و کنار گوشم لب زد
_ببینمکوچولو میترسی ؟
تک خنده ای با استرس کردم
نمیخواستم لو برم که میترسم
گفتم
+نه
- ۱.۲k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط