لعنت به عکس های تو با عکس دیگری

لعنت به عکس های تو با عکس دیگری
حالا که می روی و دلم را نمی بری
گاهی به دست های خودم خیره میشوم
گاهی به دست های تو در دست دیگری
سخت ست اینکه بعد تو باید ببینمت
اما فقط به دیده ی خواهر_برادری!

سعید_شیروانی
دیدگاه ها (۱)

در کودکی برایمان قصه میخواندند تاخواب‌مان ببرد ، خوابمان هم ...

زندگی نداره ارزششو جدی بگیری هر تِزِشو

یه عده هم هستن توزندگی که مث قطار شهربازی میمونن ...ازبودن ب...

از بهشتی که توگفتی خبری نیست که نیست ....میروم سربه گذارم به...

حســــــــرت تنها یادگاری ست ڪه از دستتــــــو براے من جا ما...

مینویسم...این روزها که دلتنگی و تنهایی فشار می آورد بیشتر می...

💜☝... می‌نویسم از تو با عشق با تپش‌های دلم.هر واژه‌ات نبضی‌س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط