تصویری داشتم خیال کردم در ساحل دریا با خدا قدم میزنم

تصویری داشتم خیال کردم در ساحل دریا با خدا قدم میزنم
در آسمان تصویری از زندگی خود دیدم همه جا دو ردپا دیدم
یکی از آن من و دیگری جای پای خدا بود
وقتی در آخرین تصویر زندگیم به روی شبانگاه کردم
دیدم که گاهی فقط یک ردپا میبینم
دریافتم که اینها در سخت ترین مواقع زندگیم بود
از خدا پرسیدم خدایا فرمودی که اگر به تو ایمان آوردم هرگز تنهایم نخواهی گذاشت
چرا در سخت ترین مواقع زندگیم ردپایی از تو نمیبینم
چرا در آن اوقات رهایم کردی
فرمود فرزند عزیزم
تو را دوست دارم
هرگز تنهایت نگذاشته و نخواهی گذاشت
اگر در سخت ترین اوقات فقط یک ردپا میبینی
آن ردپا منم که تو را بر دوش کشیده ام
دیدگاه ها (۱)

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝟐𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟑آن شب، یونا و یونگی کنار پنجر...

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ²ویوی ا/تا/ت:خوب میشنوم جیم...

پارت ۳ مدتی از اون روز می‌گذشت چند روزی بود که دیگه به استود...

نمیبخشمت p.22

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش اول_ "تا بر تو نظر کردم ر...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

فاصله یک لبخند تا جنون

ادامه پارت ۱۰لیوانِ شراب را رویِ میز گذاشت و به من نزدیک شد....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط