❤چشمانش خــُـمـار میشود.❤❤به آرامی گـوشـه ی لـبـش را گـــ

❤چشمانش خــُـمـار میشود.❤❤به آرامی گـوشـه ی لـبـش را گـــاز میگیرد...❤❤صدایش میلرزد، زیر لب میگوید دوستـتــ دارم !❤❤زن میداند کــه وجودش با عشق کامل تر میشود❤❤ و بــا بــوســـه ای عاشقانــه بــه اوج آرامــش میرسد . .❤❤اما مرد❤❤مـــــــــــــرد است دیگر...❤❤گاهی تند میشود❤❤و گاهی عاشقانه میگوید... دوستت دارم❤❤مـــــــــــــرد است دیگر..❤❤غرورش آسمان❤❤و دلش دریاست...❤❤تو چه میدانی ازبغض گلو گیر کرده یک مـــــــــــــرد...؟❤❤تو چه میدانی که چشمانت دنیای او شده...؟❤
دیدگاه ها (۲)

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و یکــم سـی...

پارت شش

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:3بعد کلی بحث بالاخره تهیونگ توانست پسر ...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

معامله p21جونگ‌کوک چند لحظه در سکوت نشست.بعد نفس عمیقی کشید....

Rofile of the wolf...۱۱

dark life = 17

نمیبخشمت p.23

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت17ویو کوکدست‌ه...

❤چشمانش خــُـمـار میشود.❤❤به آرامی گـوشـه ی لـبـش را گـــاز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط