یادت باشد همه ی زندگی من نگاه اسمانی تو بود

یادت باشد همه ی زندگی من نگاه اسمانی تو بود . . .
یادت باشد رفتی نگاه اسمانی ات را به روی من بستی ....
آرام می آیم همان جای همیشگی،
سر همان ساعت همیشگی با همان شوق که می شناسیش...
آنجا می نشینم . . .
آنجا کنار خانه ی ابدیت می نشینم و باخودم حرف میزنم برای خودم تعریف می‌کنم ومی گریم وبی صدا مثل همیشه میروم....
بی آنکه تو آمده باشی...
دیگر نگران هق هق شبانه ی من نباش ...
رفتنت ملکوتی
بخواب ... آرام بخواب ...
اشکهایم تو را بدرقه است
دیدگاه ها (۲۱)

یک عده را جمع کرده ایم دور و برِ خودمان ، که بگوییم و بخندیم...

بگذار بگویند اسمش پاییز است..من می گویم مرثیه ی فصل هاست..سو...

دوست داشتنی ترین نداشتهِ من نگرانمنگران روز هایی که بی تو می...

"از من خبر بگیر لعنتی".....احوال دلتنگی هایم را بپرس...بگو چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط