تمامِ این مدت می توانستم
تمامِ این مدت می توانستم
عاشقِ هر رهگذری که می آید
بشوم
و هیچ خیالی هم از تو در سرم نپرورانم
من می توانستم دوست داشتن را
نکِ زبانم بنشانم
و با هر لبخندی
دهان باز کنم و بگویم :
راستی ! من دوستت دارم
من می توانستم دلم را تکه تکه کنم
و هر تکه اش را جایی جای بگذارم !
می بینی ؟
من می توانستم نغمه ی عاشقم عاشقم را
دور تا دورِ این دنیا رقصان زمزمه کنم
اما تو لعنت به این تو !
که هرکه هم که آمد
به حرمتِ جایِ پایِ تو
بر رویِ چشمانِ منتظرِ من
سر خم کرد و به ادایِ احترام نماند !
نه که نخواهد بماند ، نه !
تو نگذاشتی
بس که از این زبان وامانده در نمی آمد
چند کلامِ دلبرانه !
تمامِ این سال ها می توانستم نمانم
اما ماندم
نه تنها پایِ تو
من ماندم تااگر هم نیامدی
دنیا ببیند این حوالی می شود
هر روز و هرثانیه دل را
حراجِ هر شیرین زبانی نکرد
عاشقِ هر رهگذری که می آید
بشوم
و هیچ خیالی هم از تو در سرم نپرورانم
من می توانستم دوست داشتن را
نکِ زبانم بنشانم
و با هر لبخندی
دهان باز کنم و بگویم :
راستی ! من دوستت دارم
من می توانستم دلم را تکه تکه کنم
و هر تکه اش را جایی جای بگذارم !
می بینی ؟
من می توانستم نغمه ی عاشقم عاشقم را
دور تا دورِ این دنیا رقصان زمزمه کنم
اما تو لعنت به این تو !
که هرکه هم که آمد
به حرمتِ جایِ پایِ تو
بر رویِ چشمانِ منتظرِ من
سر خم کرد و به ادایِ احترام نماند !
نه که نخواهد بماند ، نه !
تو نگذاشتی
بس که از این زبان وامانده در نمی آمد
چند کلامِ دلبرانه !
تمامِ این سال ها می توانستم نمانم
اما ماندم
نه تنها پایِ تو
من ماندم تااگر هم نیامدی
دنیا ببیند این حوالی می شود
هر روز و هرثانیه دل را
حراجِ هر شیرین زبانی نکرد
- ۲.۳k
- ۰۴ دی ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط