پیله ی تنهائی ات را باز کن

پیله ی تنهائی ات را باز کن
و مرا به آغوش بکش
که سهم من
از تمام دلواپسی های زمین
بوسه های نچیده ی تواند
چگونه به تو برسم
وقتی که کفش های کهنه ی انتظار من
با جاده ها قهرند
وقتی هیچ دری
آواز کوبه ی سلام مرا
در گوش تو نجوا نمی کند
رسیدن در غیر ممکن ضرب می شود
و حاصل می شود
"زنی تنها در آستانه ی فصلی سرد"
دیدگاه ها (۷)

عاشق شدم رفت حتما میپرسین اون کیههه؟؟ . . . . همونی که خیل...

ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺒﯿﻨﻢ ﺍﺯ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻧﻢ ﺑﺎ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﻣﯿـــــــــــــــﺮﻧﺠﯽ ﺑﺎ ...

هیشکیم عاشقم نمیشه؟؟!! . . . حالا خودم تنها بمونم مهم نیست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط