سر سفره به بابام گفتم من دیگه میخوام مستقل شم. گفت دنگ غذ

سر سفره به بابام گفتم من دیگه میخوام مستقل شم. گفت دنگ غذات میشه 12 تومن، ترشی رو هم مهمون من بودی
بزرگوار دستش تنگه وگرنه دوسم داره
دیدگاه ها (۱)

‏فروشنده ها شبا ازخواب میپرن هی تکرار میکنن :" من از همین کا...

خادمت پشت در قصر خبر می خواهداز شب مبهم این فتنه سحر می خواه...

پاییزی رو دوست دارمکه بارونش فقط برای شستن غمهاتون باشه؛عمرت...

ابوسعید ابوالخیر را گفتند:فلانی قادر است پرواز کند،گفت: این ...

پارت ۱ویو الینا:امروز بابام قراره با کوک قمار کنه،کوک پسریه ...

سوال

میخوام اول این فیک و شروع کنم...معرفی شخصیت ها:ات،جونگکوکبقی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط