می نویسم از نگاه غمگین و خسته

می نویسم از نگاه غمگین و خسته
می نویسم از دلی سردوشکسته
می نویسم همدم خلوت دردم
می نویسم قصه هارا کهنه کردم
قصه از تموم هستی
از تو که دلو شکستی
قصه از دیدن چشمات
قصه حسرت دستهام
قصه رفتنت از دست
قصه غصه شبهام...
دیدگاه ها (۲)

پنجره سرد اتاقپشت این پنجره مات و کدر منمو یک دل شیدای خرابد...

خدایا قمار زندگی را لحظه لحظه باختمدود وآه شد هر آنچه که ساخ...

لحظه مردن دستهام لحظه تاری چشمهاموقتی حس می کردم که دیگه آخر...

حکایت موندن و رفتن نیستحکایت قصه غریبی دلیه که نرفت و غریبه ...

#تکپارتی نامجون♡

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 تا در این دهر دیده کردم باز گُل غم در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط