به چشمهایم زل زد و گفت با هم درستش می کنیم
به چشمهایم زل زد و گفت: "با هم درستش می کنیم".
چه لذّتی داشت این با هم، حتّی اگر با هم، هیچ چیزی هم درست نمی شد، حتّی اگر تمامِ سرمایه ام بر باد می رفت، حسّی که به واژه ی "با هم" داشتم را با هیچ چیزی در این دنیا، معاوضه نمی کردم.
تنها کسی که وحشتِ تنهایی را درک کرده باشد، می تواند حس مرا در آن لحظات درک کند.
چه لذّتی داشت این با هم، حتّی اگر با هم، هیچ چیزی هم درست نمی شد، حتّی اگر تمامِ سرمایه ام بر باد می رفت، حسّی که به واژه ی "با هم" داشتم را با هیچ چیزی در این دنیا، معاوضه نمی کردم.
تنها کسی که وحشتِ تنهایی را درک کرده باشد، می تواند حس مرا در آن لحظات درک کند.
- ۱.۰k
- ۰۷ بهمن ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط