بدون هیـچ لبخندی...

بدون هیـچ لبخندی...
بازو هـامو بگیر و زُل بزن تویِ چشمام...
با یـه اخم و لحن جدی بگو که "دوستت دارم "
گاهی دلم جذبـه یِ مردونت رو احتیـاج داره...
گاهی دلم میخواد تکیه بدم به استحکام و جدیـت تویِ صدات...!
گاهی محکم بغلم کن...
گاهی احتیـاج دارم به اقتدار تویِ صدات موقع ابراز احساساتت...
که حس کنم حاضری بخاطرم هرکاری بکنی...
که مثـل لحنت...
مثل نگاهت...
محکم و جدی هستی تویِ خواسـتنم...
#زینب_هاشم_زاده
دیدگاه ها (۵)

خب من عشق را جور دیگری می دیدم...از اولش هم همین طور بودم......

.مادر بزرگم آخر همه‌ی تلفن‌هایش می‌گفت:کاری نداشتم که!زنگ زد...

فروردین دارد تمام میشوداولین باران بهار را که نبوده ای ..خود...

سیر نمی‌شود نظربس که لطیف مَنظَری ❤ ️

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط