P2

P2
« فلش بک ب ساعت ۷ شب »
ویو کیسوکه:
خونه رو مرتب کردم و رفتم حموم ی دوش ۱۰ مینی گرفتم و ی تیشرت مشکی و ی شلوارک مشکی پوشیدم و شروع کردم ب درست کردن یاکی سوبا ...

ویو چیفویو:
هیچ کاری نداشتم پس رفتم حموم و ی دوش ۱۰ مینی گرفتم و ی هودی مشکی و شلوار بگ کرمی پوشیدم و ی قرص ضد هیت گذاشتم تو جیبم ک اگه هیت شدم بخورم و راه افتادم سمت خونه کیسوکه زنگ در رو زدم ک کیسوکه در رو باز کرد
کیسوکه. سلام خوبی
چیفویو. سلام مرسی
کیسوکه. خوش اومدی بفرما داخل
چیفویو. ممنون
رفتم داخل خونه واقعا خونه باحالی داشت تم خونه سفید مشکی بود با صدای کیسوکه ب خودم اومدم
کیسوکه. نمیخوای بری داخل
چیفویو. ها آها چ.چرا چرا
نمیدونم چرا لکنت گرفتم بگذریم رفتم داخل نشستم رو کاناپه
چیفویو. یکم از خودت بگو


ویو کیسوکه:
وقتی بهم گفت یکم از خودت بگو تعجب کردم یعنی واقعا بهم اعتماد کرده ؟! تاحالا کسی با من اینطور رفتار نکرده بود
کیسوکه. عااامم مثلا چی بگم
چیفویو. مثلا اینکه تنها زندگی میکنی ، یا اخلاقت چطوریه ، یا چیزای مورد علاقت چیه ؟...
کیسوکه‌. آره تنها زندگی میکنم ، همه میگن گند اخلاقم ، تنها بودن و بار رفتن رو خیلی دوست دارم
چیفویو. اهوم ک اینطور ، چرا بهت میگن گند اخلاقی ؟
کیسوکه. چون شاید واقعا گند اخلاقم . تو نظرت راجب اخلاقم چیه ؟
چیفویو. اخلاقت خوبه و خوب من ازت بداخلاقی ندیدم تا الان
کیسوکه. تو اولین کسی هستی ک بهم اینو میگی . خب تو راجب خودت بگو تنها زندگی میکنی ، اخلاقت چطوریه ، علایقت چیه ؟...
چیفویو. آره منم تنها زندگی میکنم ، بقیه میگن اخلاقم خوبه و منطقی هستم ، نه تنهایی و نه تجمع رو دوست دارم بین این دوتا ، کتاب خوندن و آهنگ گوش کردن رو دوست دارم
کیسوکه. اهوم آدم باحالی هستی . نگفتی امگایی تا بتا ؟
اینو ک گفتم کوپ کرد و با لکنت گفت
چیفویو. چ.چرا میخوای ای.اینو ب.بدونی ؟
کیسوکه. همینطوری


ویو چیفویو:
چرا میخواد بدونه امگا هستم یا چی با این سوالش نمیدونم چرا لکنت گرفتم و ترسیدم نمیدونستم چی جواب بدم پس
چیفویو. تو چی بتایی یا...
نذاشت حرفم کامل بشه
کیسوکه. آلفا ، من آلفا ام . تو چی
ویو کیسوکه:
نمیدونم چرا رو گفتن اینکه امگا هست پافشاری میکرد
کیسوکه. بهت میخوره امگا باشی
چیفویو. آ.آره من امگا ام
کیسوکه. اهوم پس درست حدس میزدم . یاکی سوبا میخوری ؟
چیفویو. نه ممنون
کیسوکه. باشه پس برو تو اتاق من از تو کمد ی لباس راحتی بردار بپوش
چیفویو. نه من...
نذاشتم حرفشو بزنه
کیسوکه. قراره امشب اینجا باشی برو بردار بپوش نه رو حرفم هم نیار
چیفویو. باشه


ویو چیفویو :
چرا باید اینجا بمونم . رفتم سمت اتاق در رو باز کردم و رفتم داخل و ی تیشرت کرمی و ی شلوارک مشکی پوشیدم ...


برای جبران چرت و پرتی ک در پارت های قبلی بود این پارت رو طولانی گذاشتم 😉
امیدوارم خوشتون اومده باشه 🤗
لایک و کامنت فراموشتون نشه 😘👋🏻
دیدگاه ها (۰)

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

تولدت مبارک جونگکوکی ❤امروز روزیه ک تو ب دنیا اومدی و دلیل خ...

سلام بروبچ چنل من 👋🏻میدونم ی مدت طولانی نبودم و ممکنه خیلی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط