گاه می خواهم فرار کنم

گاه می خواهم فرار کنم

از تو، از خودم

اما به کجا؟

هوا هم بوی تو را می‌دهد

یک، دو، سه...

نفس را در سینه حبس می‌کنم

چشمانم را می‌بندم

پلک هایم را محکم می‌فشارم

تصویر تو لحظه به لحظه پررنگ‌تر می‌شود

بوی تو در سرم می‌پیچد

مست می‌شوم

دستانم را به زاویه نود از بدنم باز می‌کنم

می‌چرخم، می‌چرخم، می‌چرخم

بر مدار زمین برخلاف عقربه‌های ساعت

مست می‌شوم... گیج می‌خورم

انگار نفس را با تو یکجا بلعیده‌ام

یک، دو،‌ سه...

آه می‌کشم

معلق می‌شود یادت...

و عطرت یکجا در هوا مست می‌شود ...
دیدگاه ها (۱)

مثل هر شب هوس عشق خودت زد به سرمچند ساعت شده از زندگیم بی خب...

ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻡﻧﻪ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﺎﻧﺪﻩنهبلکه اﺯ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﻫﺎﯼ ﻟﺠﺒﺎﺯﯼ ﮐﻪ ﺭﻭ...

خیانت کـــــرده ↭ومیگویـد:کــو؟؟نشانـــم بده...!؟آخـــــرآدم...

دلم یک دوست می خواهد که خیلی مهربان باشددلـــش اندازه ی دریـ...

in your eyes

ص ۷۱___می نویسم پریسا سه بار گفت ازاده و تو نشسته ای و به من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط