بچه ها تو پارک بودیم هیشکی نه تو ساختمون نه توخونه بود دز

بچه ها تو پارک بودیم هیشکی نه تو ساختمون نه توخونه بود دزدگیرمون اژیر داد به گوشیه مامانمم زنگ زد با استرس خالص اومدیم خونه دیدیم برق قعطو وصل شده اژیر دادع یعنی سکته کردیم🥲
دیدگاه ها (۱)

پارت ۸ رمان. (ازدواج اجباری) داشتم میرفتم سمت خونه که تلفنم...

منو ببخش پارت ۴

Part7ا.ت رو مایا می نویسمویو مایاجیمین منو از خواب بلند کرد ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت² نامجون : ...

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۵۲✦ات ویوهمین که اسم پارک رو شنیدم، قلبم تندتر زد.کلاه ...

۵٬۶ روز نبودم ، دیگه خودتون ببینید❤بچه ها دیشب ما طبس موندیم...

نقطه شروع کنسرت p,14(ویو هنا)+: خیلی خب باشه ولی نباید یکم ز...

راز هایی که مارا کنار هم آوردند=پارت۱بارون شدیدی می‌بارید.لو...

فیک تهیونگ

رمان: وصلتِ آتش و یخقسمت دوم: ائتلافِ اجباریتوی پارکینگِ خون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط