نمی خواستم

نمی خواستم
این عشق را فاش کنم
ناگاه به خود آمدم،
دیدم همه کلمات راز مرا می‌دانند
این است که
هر چه می نویسم
عاشقانه ای برای تو می شود
دیدگاه ها (۲)

وقتی با تو هستم عاشقی کم استدیوانه ات می‌شومآنقدر دیوانه و م...

چه فرقی می کند مهره ی سیاه باشم یا سفیدچشمانت با اولین حرکت ...

کجایی …چشم هایم بهانه ات را گرفته اند …

شعر ردیف و قافیه نمی خواهدبوی آغوش تو هر دیوانه ای را شاعر م...

روی فرش دلم جوهری از عشق تو ریختآمدم پاک کنمعشق تو بدترشد......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط