هرچند پیش روی تـــو غرق خجالتند
هرچند پیش روی تـــو غرق خجالتند
چشمان این غریبه فقط با تو راحتند
بانــو...به بی قراری شاعـــر ببخش اگــر
این شعرها به حضرت چشمت جسارتند
آغوشت آشیانه ی گرم کبوتران
لبخندهات ... حس نجیب زیارتند
دور از نگاه سرد جهان...دست های من
با بافه های موی تـــو سرگـرم خلوتند
دنیا سکوت های مرا ساده فکر کرد
از حرف دل پرند ... اگر بی شکایتند
بانوی من..سنگ صبورت..فدای قلب پر تلاطم ات..
دردت به تنم..امید زندگیم... بند بند انگشتات رو میبوسم عمرم...
چشمان این غریبه فقط با تو راحتند
بانــو...به بی قراری شاعـــر ببخش اگــر
این شعرها به حضرت چشمت جسارتند
آغوشت آشیانه ی گرم کبوتران
لبخندهات ... حس نجیب زیارتند
دور از نگاه سرد جهان...دست های من
با بافه های موی تـــو سرگـرم خلوتند
دنیا سکوت های مرا ساده فکر کرد
از حرف دل پرند ... اگر بی شکایتند
بانوی من..سنگ صبورت..فدای قلب پر تلاطم ات..
دردت به تنم..امید زندگیم... بند بند انگشتات رو میبوسم عمرم...
- ۱.۵k
- ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط