خدا از چشم‌هایت آیه‌ای بهتر نیاورده

خدا از چشم‌هایت آیه‌ای بهتر نیاورده

هنوز از کار چشمانت کسی سر در نیاورده

تقاص چشم خونبارت، هراس چشم خونریزت

"دمار از من بر آورده‌ست و کامم بر نیاورده"

"به زیورها بیارایند وقتی خوبرویان را"

خدا زیبا تر از زیبایی‌ات زیور نیاورده

چه سهل و ممتنع برداشتی ابروت را، سعدی-

خودش را کُشته و بیتی چنین محشر نیاورده

#

پریشان کرده هر روز مرا یلدای گیسویش

اگر چه این بلا را هیچ شب بر سر نیاورده
دیدگاه ها (۴)

پشیمونی توو کارم نیست ، دارم میرم ، بدونِ توتوو این روزای گی...

چقدر هفتاد هشتاد سال کم است برای دیدن تمام دنیا!برای بودن با...

باز روز امد به پایان,شام دلگیر است و من!تا سحر سودای ان زلف,...

ما بدان قامت و بالا نگرانیم هنوز!وز غمت خون دل از دیده روانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط