گرچه از آغوش بی مهرت بریدم یک زمان

گرچه از آغوش بی مهرت بریدم یک زمان
خاطراتت را فلانی پاس می دارم هنوز

گاه گاهی با خیالت هم به خلوت می روم
حال می پرسم ز چشمانت هوادارم هنوز

روزگاری در پی ام مجنون و شیدا بوده ای
با همان ایام شیرین غرق پندارم هنوز

دیگران با طعنه گاهی از تو صحبت میکنند
وای بر من بی وفایی را وفادارم هنوز

ماه و سالی طی شده از روزگار عاشقی
سالها هم بگذرد من دوستت دارم هنوز

لیک ......حرفهایم اعترافی بیش نیست
دوست تر دارم غرورم را نگه دارم هنوز ..
دیدگاه ها (۲)

فقط یک بوسه با من باش، ترانه ساز دیروزم که من آواره ی لبهات،...

.میتوانم رد پایت را بگیرم عشق من؟در خیابان دستهایت را بگیرم ...

آرامشم توییدرماڹ تمام دلواپسی ها وتسڪیڹ تمام زخم هایمڪہ زندگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط