.

.
آرام بگیر امشب، ما هر دو پر از دردیم
در آتش و یخبندان، داغیم ولی سردیم

داغیم، نمی فهمیم تا فاجعه راهی نیست
سردیم، نمی خواهیم از فاجعه برگردیم

از مرهم یکدیگر تا زخمی هم بودن
راهی ست که بی مقصد، با عشق سفر کردیم

شعریم و نمی خوانیم، شوقیم و نمی خواهیم
چشمیم و نمی بینیم، سبزیم ولی زردیم

این فصل پریشان را برگی بزن و بگذر
در متن شب بی ماه، دنبال چه می گردیم؟

بیداری رویایی، دیدی که حقیقت داشت
ما خاطره هامان را از خواب نیاوردیم

تردید نکن در شوق، تصمیم نگیر از خشم
آرام بگیر امشب، ما هر دو پر از دردیم
افشین یداللهی
دیدگاه ها (۳)

قبل ازرفتنازخودت برایم چیزی به یادگار بگذار..پیرهنت مثلا ،یا...

هیچ کس را به کلبهِ تنهایی ام...راہ نخواهم داد...وقتی که حالِ...

. و من گاه گاهی دلتنگ خودم میشوموقتی که به یادت خیره به پنج...

به سال‌ها بعد فکر می‌کنم!به زیبایی سپیدی موهایمان.میدانستی؟پ...

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #خاص #عاشقانه #احساسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط